با خوانندگان مجله ی شماره ی 14 و 15 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
با خوانندگان نورالصادق - با خوانندگان مجلـه ی نورالصادق

نامه آیت الله سبحانی به مجله ی نورالصادق

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره:

متن حاضر اعتراض شدید استاد حاج عباس سلیمی به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است در مورد کتاب «برگهایی از داستان موسیقی ایران» که با یارانه های بودجه ی بیت المال به چاپ رسیده است و نیز اعتراض به وزارت ارشاد در مورد تلاش بی حساب برای ترویج موسیقی و غنا و مظاهر بی بند و باری در این مملکت است. این نامه در روزنامه ی جمهوری اسلامی مورخ 20 مرداد 1389 به چاپ رسیده است که یکی از خوانندگان عزیز نورالصادق آن را برای دفتر مرکزی این مجله فرستاده است.

از خوانندگان عزیز نورالصادق درخواست می شود با مطالعه ی این نامه هشداردهنده، نظر خود را برای این مجله ارسال نمایند تا در شماره های آینده پس از بررسی چاپ شود.

 

هیئت محترم تحریریه ی (نورالصادقعلیه السلام)

سلام الله علیكم و رحمة الله

 توفیقات همگان را در تبلیغ اسلام ناب، به شیوه ی تشیع واقعی از خداوند متعال خواهانم.

نشریه ی عزیزان به دستم رسید تا آنجا که وقت، اجازه می داد مطالعه کردم. تمام مقالات، حاکی از نیت پاک نویسندگان آن است که واقعاً می خواهند جامعه را از اندیشه های خرافی برهانند و چهره ی واقعی اسلام را نشان دهند.

 

ولی این نکته مانع از آن نیست که اموری را تذکر دهم:

1ـ در یکی از مقالات، از مرحوم شیخ عبدالله یزدی ـ رضوان الله علیه ـ نقل شده بود که گویا میرزای اصفهانی می فرمود: اعجاز قرآن مربوط به معارف آن است، نه فصاحت و بلاغت، حالا این سخن، از مرحوم یزدی باشد یا از مرحوم میرزای اصفهانی ـ اعلی الله مقامها ـ باید توجه نمود که این اندیشه ی شاذّ بر خلاف اجماع تمام علمای اسلام است که یکی از جهات اعجاز قرآن را زیبایی الفاظ و شیوه ی بیان غیر قابل معارضه ی آن می دانند.

 

گذشته از این، سخن یاد شده بر خلاف فرمایش امام هادیعلیه السلام است که مرحوم کلینی در کافی نقل می کند. (آنگاه که مسأله ی اختلاف پیامبر اسلام علیه السلام با معجزه ی دیگر پیامبران مطرح می شود، امام هادیعلیه السلام می فرماید: معجزه ی هر عصر باید مطابق فن رایج آن زمان باشد و در زمان آن حضرت فن خطابه و سخنرانی مطرح بود...).

 

شکی نیست که معارف بلند قرآن یکی از جهات مهم اعجاز آن است، ولی این جهت از اعجاز، از آن خواصّ است که فهم معارف بلند قرآن را دارند. در حالی که عموم مردم، از چنین فهمی برخوردار نیستند، در این صورت، نتیجه این می شود که اعجاز قرآن تنها از آن گروه برتر باشد، نه توده ی مردم و عامه ی خلق.

 

2ـ از مجموع مقالات به دست می آید که هدف، خط بطلان کشیدن بر حکمت اسلامی است که گویا سراسر سراب و کشک است!!

چنین برخوردی با دانشی که هزاران محقق روی آن کار کرده اند، نقد منصفانه نیست، بلکه تعصّب آمیز است. شایسته است هیئت تحریریه، مسائل را از هم جدا سازد و سره را از ناسره تفکیک نماید، آنگاه به نقد آنچه از نظر وی باطل است، بپردازد. در دنیای امروز که حکمت اسلامی مورد توجه بزرگان علمی غرب است، نباید با این شیوه با آن مبارزه کرد. راه صحیح این است که پس از جداسازی مسائل، حق و باطل را از هم جدا نمود. مثلاً تقریر برهان امکان در فلسفه ی اسلامی، باطل است؟ اثبات تجرّد روح که محقّق عینیّت بدن عنصری اخروی با بدن عنصری دنیوی است باطل است؟

 

3ـ دور از ادب است که بگویم آقایان بار دیگر برگردند و توحید صدوق را مطالعه کنند. خطب امیرمؤمنان علیه السلام و کلمات امام باقر و صادق علیه السلام سراسر برهان و حکمت است، با این تفاوت که آن حضرت، این اندیشه های بلند را از سرچشمه ی زلال، برگرفته اند. اما حکمای اسلام در پرتو تحقیق و اندیشه به آن رسیده اند.

 

4ـ بزرگانی از شیعه مانند خواجه و علامه و فاضل مقداد و همچنین دیگر شخصیت ها، پی افکنان حکمت اسلامی بوده اند، و مرحوم علّامه، کتاب های متعددی در این مورد نگاشته است. آیا این حق شناسی است که ما مجموع معارف آن ها را سست و بی پایه و به تعبیر بعضی از بزرگان «کشک» بخوانیم؟

 

5ـ هیچ مکتب انسانی، مانند مکتب شیخ الرئیس و صدرالمتألهین دربست قابل قبول نیست، زیرا به حکم اینکه فاقد عصمتند، نمی توان در بست آن را پذیرفت. تنها مکتب وحی است که در بست مورد پذیرش است، ولی با این اعتراف در لابلای مکتب آن ها حقایقی به دست می آید که می تواند روشنگر وحی باشد، مثلاً تعلّق عالم امکان به عالم بالا به سان تعلق معنی حرفی به اسمی است. این بحث گسترده روشنگر آیه ی مبارکه است که می فرماید:

 

((وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم)) (1)

 

یا بیانگر گفتار امیرمؤمنان است که فرمود: ((داخل فی الأشیاء لا بالممازجة عنها لا بالمباینة)) (قریب به این مضمون).

 

6ـ سالیان درازی شیعه با پیروی از منطق عقل، آن را چهارمین دلیل، در شریعت و عقیده دانسته و از مکتب حنابله و اشاعره دوری جسته است. این شیوه سخن گفتن دوستان و عزیزان یادآور مکتب حنابله است که حتی در عقاید به خبر واحد عمل می کنند و برای خدا جهت و حرکت ثابت می نمایند و توحید ابن خزیمه را هر سال میان زائران خانه ی خدا پخش می کنند.

 

7ـ ما به روان پاک کلیه ی اساتید خود درود فرستاده و همگان را تقدیر می کنیم، ولی این مانع از آن نیست که در مسائلی اظهار نظر نماییم و اگر اساتید دیرینه ی ما امروز در قید حیات بودند، فشار قلم خود را روی وهابیان، بهاییان، ملحدان و بی دینان متمرکز می کردند. در این مدت کم صدها هزار کتاب ضد ولایت، از مرز کشور وارد شده و در خانه ها ایجاد تفرقه نموده است، شایسته ی همت والای عزیزان این است که به این قسمت هم توجه کنند. کشور ما کشور ولایت است و حفظ  ولایت برای ما اولویت دارد.

 

باز در پایان توفیقات همگان را از خداوند متعال خواهانم. امید است این نامه در هیئت تحریریه قرائت شود تا آنجا که سخن را درست و پابرجا یافتند، در نشریه رعایت کنند.

 

                                                               با تقدیم احترام

                                                                                            جعفر سبحانی

7/4/ 1388

 

تذکر: فصل دوم از مجله ی حاضر اختصاص دارد به جوابهایی که برای نامه ی مذکور نوشته شده است، ضمناً علت تأخیر در چاپ این نامه را در پاسخ نورالصادق مطالعه بفرمایید.

 

1-حدید:4


 

 

آیت الله العظمی حاج سید محمد باقر شیرازی :

مجله وزین و علمی نورالصادقعلیه السلام  در حقیقت اسم با مسمّایی است و نوری است از انوار حضرت امام صادقعلیه السلام. شکی نیست آن که به مقدار امکان باید عقاید و معارف دین را بیان کرد و خرافاتی که در طول زمان و این زمان مانند خوره و جذام به پیکر اسلام وارد کرده و می کنند را با دلیل و بیان روشن واضح نمایند.و بحمدالله مجله وزین علمی و دینی نورالصادق به نیکوترین وجه این معنی را متصدی و موفق گردیده است.و یک سبب توفیق متــصدیان آن خاصه سرپرست محترم آن به سبب صفایی است که از والد ماجد خود به مفاد (با به اقتدی عدی فی الکرم و من یشا به ابه فما ظلم) می باشد. امید است ان شاءالله روز به روز بر تأییدات ایشان و استفاده از مجله مذکور افزوده گردد.

 


آیت الله العظمی حاج  شیخ محمد تقی  مجلسی:

جناب مستطاب عمادالاعلام حجت الاسلام ســرپـــرست محترم (مؤسسه دارالصادق) آقای حاج شیخ علی صافی اصفهانی دامت تأییداته؛ پس از اهداء تحیّة و تقدیم عرض ارادت خاطر شریف را مستحضر می دارد که بر محتویات (فصــلنــامه نورالصادق) که به همت و سعی والای جنابعالی تنقیح و تألیف گردیده واقف گشته و آنرا حقاً فصل الخطاب بین حق و باطل یافتم بسی خوشوقتی است که موجب روشنی چشم ارباب فضیلت و بصیرت خواهد بود این موفقیّت ارزشمند را به شما تبریک گفته و خدای سبحان را بر این نعمت گران شاکر و سپاسگزارم و تأییدات هر چه بیشتر جنابعالی را در ادامه و اقامه این سنّت حسنه مسئلت دارم.

 


 

سخنی با وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی

 

حکماء و فیلسوفان: موسیقی را فایده ای عظیم است.

چنانکه داودعلیه السلام در محراب بر بط زدی و...!

 

نامه خیر خواهانه و ارشادی خادم القرآن، استاد  حاج  عباس سلیمی به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

استاد حاج عباس سلیمی از پیشکسوتان قرآن کشور و از خادمان برگزیده قرآن کریم طی نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با یادآوری وظایف اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گسترش فرهنگ قرآنی، اخلاق اسلامی وفضائل انسانی از تلاش برای ترویج موسیقی در جامعه اظهار نگرانی کرده و از چاپ کتابی در همین مقوله که به بهانه تقدیس موسیقی، پیامبران واهل بیت: را نیزازعلاقمندان ومروجین موسیقی قلمداد کرده به شدت انتقاد نموده است. متن کامل این نامه که نسخه ای از آن را وی جهت انتشار به روزنامه جمهوری اسلامی ارسال کرده است، به این شرح می باشد:

 

جناب آقای سید محمد حسینی/ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

با سلام؛ شاید نیازی به توضیح و تفسیر برخی از واژه ها نباشد لکن صرفاً از باب یاد آوری متذکر می شود که کلمه (وزیر) بر وزن (فعیل) از واژه (وزر) به معنای (بار سنگین) است و وزیر را از این جهت (وزیر) نامیده اند که سنگینی بخشی از بار حکومت را به دوش می کشد، پس (وزارت) آن هم در نظام جمهوری اسلامی، مسئولیت خطیر و بسیار سنگینی است که گذشته از پاسخگویی در برابر مردم و مجلس،پاسخگویی در پیشگاه خداوند بزرگ را نیز به دنبال دارد و خوشا بحال وزیرانی که مصداق فرمایش پیامبر بزرگوار اسلام باشند که فرمود: ((ما من احد من الناس اعظم اجرا من (وزیر صالح) مع الامام، یامره بذات الله، فیطیعه)) (1).

 

اجر و پاداش هیچ یک از مردم، بزرگتر از پاداش وزیری شایسته برای زمامدار نیست که وی را درباره خداوند (واطاعت فرامین او) سفارش کند و او به توصیه اش عمل کند.

 

با این مقدمه تأکید می کنم که غرض از نگارش این نامه، نه تضعیف است و نه تخریب و نه مقابله و مجادله، بلکه صرفاً بر اساس تکلیف شرعی و با هدف خیر خواهی نکاتی را متذکر می شود:

در اولین صفحه سایت رسمی وزارتخانه تحت مسئولیت شما، تحت عناوین وظایف، سیاست ها، راهبردهای محتوایی واهداف مربوطه، عبارت وشعارهایی ملاحظه می شود که در صورت تحقق آنها، ایران قطعه ای از بهشت خواهد شد! البته اینکه در طول 30 سال گذشته تا چه میزانی توسط شما و وزرای پیشین در مسیر تحقق موارد مذکور تلاش صورت گرفته تاریخ و آینده قضاوت خواهند کرد (اگر چه اکنون هم صاحب نظران دلسوز قادر به ارزیابی اوضاع و احوال فرهنگی جامعه می باشند).

 

از جمله عبارات قابل توجه در وظایف شما عبارت است از:

ترویج و اقامه احکام الهی، رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان وتقوا، نشر و تقویت اخلاق اسلامی و فضائل انسانی بر پایه دین مداری و فرهنگ دینی، تعمیق و نشر ارزشهای انقلاب اسلامی، تبیین و ارائه الگوهای مطلوب حیات طیبه فردی و اجتماعی بر پایه معارف و آموزه های قرآن، پیامبراعظم و اهل بیت: ،تقویت روحیه عزت، افتخار، خود باوری ملی، امیدواری و نشاط فردی و اجتماعی، ترویج فرهنگ ایثار و جهاد، شهادت طلبی و ذلت ناپذیری، تولی وتبری، اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر، اقدامات فرهنگی و هنری گسترده، رواج فرهنگ و هنر اسلامی، شناساندن مبانی، مظاهر و اهداف انقلاب اسلامی به جهانیان وده ها عنوان مشابه دیگر!

 

اگر چه اجرای وظایف یاد شده متضمن صدها مصداق وعنوان کارشناسی در قالب شرح وظایف و آئین نامه های مربوطه است اما آنچه که واضح و غیرقابل انکار است روح معنویت حاکم بر راهبردها و وظایف و اولویت منطقی واژه ها و مفاهیمی چون ایمان، تقوا، احکام الهی، اخلاق اسلامی، فضائل انسانی، دین مداری،  فرهنگ قرآنی، آموزه های دینی، معارف اهل بیت:، شهادت طلبی و واژه های مقدس دیگری است که در سرتاسر مطالب یاد شده به چشم می خورد و از جمله مواردی که در مجموعه فوق به صورت مشخص و صریح از آن نامی به میان نیامده (موسیقی) است (اگر چه از رهگذر تفسیر موسع کارشناسان شما، زیر مجموعه عنوان هنر، می تواند بسیاری از موارد را شامل شود!) اما به هر ترتیب این مقوله، از هیچ اولویتی در شرح وظایف و مسئولیت های شما برخوردار نیست.(یکبار دیگر با دقت شرح وظایف را ملاحظه نمایید.)

 

این که بالاخره جایگاه موسیقی و محدوده آن در نظام فرهنگی ما کجا قرار می گیرد، مطلب دیگری است که هنوز هم دقیقاً تبیین نشده و صد البته اظهار نظر در مورد اصل آن و حرمت یا حلیت آن نیز در صلاحیت علماء وفقهاء عظام است، اما این که در اخبار، از قول شما آورده می شود:

 

(وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد برخی از دیدگاه های علماء و روحانیون در مورد حرام بودن موسیقی گفت: ما این دیدگاه کلی را که با دیدگاه امام نیز سازگاری ندارد، قبول نداریم و با احترامی که به بزرگان و علماء و روحانیون قائل هستیم باید اجازه فعالیت گروه های موسیقی در چارچوب قانون وموازین نظام را داشته باشیم.)

 

این سخن شما جای تعجب دارد! زیرا هر گونه اظهار نظر مدیران ارشد مسئول نظام می تواند آثار وتبعات خاصی دربرداشته باشد و مورد سوءاستفاده قرار گیرد.

 

جنابعالی مطلقاً نگران عدم ترویج موسیقی در جامعه نباشید چرا که در شب اول قبر و در قیامت از شما در مورد عدم اهتمام و مجاهدت نسبت به رواج موسیقی در نظام شهیدان باز خواست نخواهید شد، زیرا به لطف سیاست های غیر اصولی سنوات گذشته، بازار انواع موسیقی های مجاز و غیر مجاز در کوچه وخیابان و رسانه داغ است، از نوارهای آنچنانی داخل برخی تاکسی ها و خودروهای آژانس و اتوبوس های بین شهری و هواپیماها گرفته تا زنگ موبایل و زنگ انتظار تلفن ادارات و سازمان ها و عرضه CD در سر چهارراه ها،برپایی کنسرت ها و محافل وعروسی های آشکار و پنهان و برگزاری همایش ها و سمینارهای دولتی و غیر دولتی، انواع موسیقی ها در برنامه های صدا وسیما (غیر از دو شبکه رادیو قرآن و رادیو معارف (اگر تدریجاً به سراغ آنها نروند!) از برنامه کودک وکارتون و اخبار و تحلیل سیاسی تا فیلم ها و سریال ها  ومناسبت های شادی و عزا و حضور برخی خوانندگان آنچنانی و اعلام موضع صریح برخی مدیران رسانه مبنی بر اینکه در این مقوله هیچ خط قرمزی ندارند! و بالاخره تک نوازی نی در مجالس ترحیم مساجد و بهشت زهرا و حضور برخی گروه های قارچ گونه تواشیح موزیکال و...و...

این مقوله مطلقاً نیازمند حمایت مستقیم وغیر مستقیم شما نیست و همان گونه که گفته شده شما در مورد آن شرعاً مؤاخذه نخواهید شد، اما مطمئن باشید از شما در مورد شرح وظایف مندرج در سایت رسمی وزارتخانه ومقوله ای چون ترویج واقامه احکام الهی! رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا! ترویج آموزه های قرآن وعترت! و... بازخواست خواهد شد. بها دادن بیش از حد مسئولین ذیربط به مقوله موسیقی (که اکنون موجب شکایت برخی از خوانندگان قبل از انقلاب علیه وزارتخانه شما در دیوان عدالت اداری نیز شده است که البته قرار رد دعوی صادر شده) تبعات وآثار منفی دیگری نیز دارد که به یکی از آن نمونه ها اشاره می شود:

 

کتابی تحت عنوان (برگهایی از داستان موسیقی ایران) نوشته شخصی به نام حسن رضا رفیعی با موضوع موسیقی ایران، عربی وموسیقی قرآنی! و دارای شابک 7-508-506-64-978 وشماره کتابشناسی ملی1241341 که علی القاعده از وزارتخانه تحت مسئولیت شما مجوز چاپ گرفته واحتمالاًبرخوردار از یارانه! برخواسته از بودجه عمومی کشور نیز بوده، مع الاسف توسط انتشارات سوره مهر (وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی!) منتشر شده قدم را فراتر از این مسائل گذاشته و پیامران بزرگ الهی را نیز به صحنه موسیقی آورده است!

آن زمان که اینجانب علیه محسن نامجو(خواننده موهن آیات قرآن) اعلام جرم نمودم و البته در محاکم جمهوری اسلامی به 5 سال حبس نیز محکوم شد اگر وزیر پیشین که قبل از شما بر جایگاه صدارت تکیه زده بود با این مقوله سطحی برخورد نمی کرد شاید امروز زمینه برای جسارت های بیشتر فراهم نمی شد!

 

در سرتاسر مطالب کتاب مزبور مطالب بی اساس وتعجب بر انگیزی به بهانه تقدیس موسیقی آورده شده که ضمن ارسال تصویر اوراقی از آن کتاب، برخی از آن عبارات را برای آگاهی شما ذکر می کنم:

 

1- صفحات40و345: روایت شده که رسول اکرم در هنگام سپیده دم، قرآن را به آهنگ زنگوله یا نهاوند می خواند! و چون بامداد نزدیک می شد (رهاوی) و در بامداد (حسینی) مناسب تر است.

 

2- صفحه 93: نزد حکماء وفیلسوفان، این موسیقی را فایده عظیم است و بسیار حال ها این به کار داشته اند چنانکه در محراب ها و استجابت دعا! چنانکه داودعلیه السلام  در محراب، بربط زدی و...!

 

3- صفحه 310: سکینه دختر امام حسین علیه السلام شاعره و موسیقی دانی بود که شاید بتوان او را از حامیان بزرگ موسیقی ایرانی در حجاز معرفی کرد،... مجلسی با شکوه با حضور برجسته ترین موسیقی دانان شاعر و موسیقی دوستان در خانه سکینه برپا شد، این جشنواره بزرگ موسیقی به حدی پرجمعیت و پرشور بود که سقف یکی از تالارها فرو ریخت وحنین (موسیقی دان) زیر آوار جان سپرد، حزن و اندوه نهفته در بافت موسیقی ایرانی می توانسته تسلی بخش دل داغ دار سکینه از فجایع کربلا وکشته شدن شوهرش باشد!!

 

4- در صفحه 90 این کتاب متوسلین به موسیقی را عاقل و ترک کنندگان آن را جاهل و نادان معرفی کرده و از آن بالاتر در صفحه 412 کتاب صراحتاً می گوید: هر کس سماع و غنا و رقص و دف و آواز و سرودخوانی را انکار کند و گوید حرام است، بر فعل نبی منکر شده و چنین اعتقادی موجب کفر و خروج از دین خواهد شد! (با این وصف باید در انتظار صدور حکم تکفیر مؤمنینی بود که رقص و غنا و آواز خوانی را حرام می دانند! ((جل الخالق!))

 

5-در صفحه 391 این نوشتار، ملا محسن فیض کاشانی، فقیهی معرفی شده که در باغ خود به وقت نماز شب، کنیزی برای او غنا می خواند و او در حالت رکوع بسیار می گریسته است!

 

6- در صفحه 309، ابوجعفر سائب خواننده و نوازنده را از ملازمان عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زینب نامیده که جز برای عبدالله آواز نمی خوانده است! ضمناً به موجب مندرجات صفحه 91 جمیله سلمیه استاد مسلم خوانندگی و نوازندگی و آهنگ سازی نیز مورد احترام عبدالله بن جعفر و آوازه های او مورد علاقه وی بوده است!

 

7- لاطائلات این کتاب بیش از این موارد است: موسیقی یعنی حرکت در راه کمال مطلق یعنی خدا (ص 369) در این نوع از موسیقی، طهارت شرط لازم است مثل وضو در قرائت قرآن (ص12)، موسیقی زبان خدا است و هیچ مذهب و دینی بدون موسیقی نمی تواند اوج بگیرد و به خداوند برسد(ص19)، مشاور فرهنگی رئیس جمهور در سال 1386: موسیقی لمحه ای از آواز بهشت است (ص19)، بی گمان مجموعه آثار باخ، همگی هدیه و پیش کش به خداست (ص19)، هر دعا که با موسیقی بود اجابت آن زودتر بود چنان که بزرگان در سحرگاه نی زدن و بربط زدن فرموده اند (ص93) زندگی بدون موسیقی فقط یک خطاست (ص94) و بالاخره تحریفی شرم آور در صفحه 483 کتاب در مورد کلام قرآن ناطق، امیرالمؤمنان علیعلیه السلام که فرمودند:((الله الله فی القرآن،لا یسبقكم بالعمل به غیر كم)) ـ خدا را خدا را در مورد قرآن در نظر داشته باشید، مبادا دیگران در عمل به آن از شما سبقت گیرند! که نگارنده کتاب، این فرمایش را تحت عنوان هشدار به موسیقی دانان عنوان و اعلام خطر نموده است که مبادا این وصیت علی علیه السلام را در مورد موسیقی فراموش کنند!!

 

آری آقای وزیر، وقتی با بها دادن بیش از حد به مقوله ای که در اولویت های مسئولیت های شما نیست چنین بستری در جامعه فراهم می شود، برخی از مدعیان هنر نیز به بهانه ترویج موسیقی، پیامبران واهل بیت و مقدسات را به نام خویش مصادره می کنند، مؤمنین مخالف رقص و آواز و غنا را تکفیر می کنند، به صحنه آوردن بانوان دف زن را در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، رعایت حقوق زن ایرانی می پندارند، دختر امام حسین علیه السلام را برگزارکننده جشنواره موسیقی معرفی می کنند، حضرت داود علیه السلام را نوازنده داخل محراب معرفی می نمایند، وضو وطهارت را در نوازندگی شرط لازم می دانند مانند نماز و قرائت قرآن، موسیقی را آواز بهشت می پندارند! موسیقی را زبان خداوند تلقی کرده و موفقیت هر دین و آیین آسمانی را در گرو توسل به آن می دانند وصدها توصیف زشت دیگری که خود سزاوار آن هستند!

 

من نمی گویم باید همگان سراغ قرائت قرآن بروند و اهل نماز شب باشند...مردم حق انتخاب دارند والبته هرکس در برابر انتخاب خود در دنیا و آخرت مسئول و پاسخگو خواهد بود، بلکه می گویم متولیان امور فرهنگی باید بیش از پیش مراقب اظهارات خود باشند تا برخی از زیاده طلبان با سوء استفاده از فضای ایجاد شده، در مطالبات و انتظارات خود زیاده روی نکنند و به بهانه دفاع از هنر، در طریق کجروی و بدعت گام نگذارند.

در خاتمه با ابراز تأسف از عدم نظارت دقیق وزارتخانه شما بر چاپ کتاب هایی مانند آنچه که گذشت و ابراز تأسف از صرف هزینه های عمومی و اقدام انتشارات وابسته به حوزه هنری در چاپ و انتشار کتاب مزبور و تأکید بر اینکه نگارنده کتاب یاد شده باید پاسخگوی نوشته های خود در مراجع قضایی باشد، انتظار می رود بیش از آنچه که دغدغه نشر موسیقی را دارید درصدد نظارت و جلوگیری از امور مغایر با شرح وظایف وزارتخانه متبوع خود باشید که اگر در این دنیا مورد سؤال واقع نشوید قطعاً در سرای آخرت مورد باز خواست قرار خواهید گرفت.

 

((و لتسئلن عما كنتم تعملون...)) (2)

 

و البته از آنچه که انجام داده اید از شما و باز خواست خواهد شد).

خداوند بزرگ عاقبت ما را ختم به خیر فرماید.


1-میزان الحکمه،حدیث21662

1-نحل،93

 


 

آیت الله العظمی حاج شیخ یدالله دوزدوزانی :

بسمه تعالی؛ سرپرست فصلنامه نورالصادق؛ دانشمند محترم جناب حجت الاسلام حاج شیخ علی صافی اصفهانی دامت تأییداته؛

سال ها بود که آرزو می کردم مؤسسه ای باشد که مسائل فلسفی و اعتقادی را نقد و سره را از ناسره جدا و اعتقادات صحیح را برای مسلمانان بیان نماید.خداوند را سپاسگزارم که امروز می بینم این آرزو به دست باکفایت شما تحقق یافته است و خوشحال هستم نوشته های وزین چاپ شده در این نشریه تکلیف را از دوش ما برداشته است.

در خاتمه توفیق بیشتر شما را در این مسیر از خداوند متعال خواستارم.

 


آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر سبحانی :

 

هیئت تحریریه نورالصادق

سلام علیکم و رحمة الله؛ توفیقات همگان را در تبلیغ اسلام ناب، به شیوه تشیع واقعی از خداوند متعال خواهانم. نشریّه عزیزان به دستم رسید تا آنجا که وقت، اجازه می داد مطالعه کردم. تمام مقالات، حاکی از نیت پاک نویسندگان آن است که واقعاً می خواهند جامعه را از اندیشه های خرافی برهانند و چهره واقعی اسلام را نشان دهند...

 

 

مجـله ی نورالصادق، شمـاره ی 14 و 15

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید