اعتراض مجله ی مکتب الاسلام و پاسخ نورالصادق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
پاسخ به نامه ها و انتقادها و شبهه افکنی ها - مربوط به غیر مجله ی نورالصادق

اعتراض مجله‏ ی مکتب اسلام

بسمه تعالی

 درتاریخ 1388/7/4نامه‌ای پدرانه و دلسوزانه از طرف حضرت آیة‌الله حاج شیخ جعفر سبحانی (البته بدون مهر و امضاء) به دفتر مرکزی مجله‌ی نور الصادقعلیه السلام ارسال شد، که بخشی از آن نامه در این مجله به چاپ رسید. اکنون پس از چند ماه از تاریخ ارسال این نامه، مجله مکتب اسلام آن را به دست آورده و به عنوان اعتراض به مجله‌ی نور الصادق به طور کامل منتشر کرده و متذکر شده که چون نورالصادق فقط قسمت تشکر را چاپ کرده ما برای جبران، آن را به طور کامل چاپ می‌کنیم.!!
 

 

نورالصادق:

 

 در جواب، توجه مجله‌ی مکتب‌اسلام را به نکات زیر جلب می‌نماییم:

1- در این نامه هیچ بخشی وجود ندارد که مربوط به تشکر باشد و اصلاً کلمه‌ی تشکر و مشابه آن در این نامه وجود ندارد. معلوم نیست ضرری را که نورالصادق به کسی وارد نکرده چگونه مکتب‌اسلام می‌خواسته جبران کند.

2- در صفحه‌ی اول فصلنامه نورالصادق اعلام شده که حق ویرایش و انتخاب مطالب برای نور الصادق محفوظ است کما اینکه مجله مکتب اسلام و اکثر قریب به اتفاق مطبوعات کشور نیز همین برنامه را دارند.لذا ما بر اساس این قانون که خود شماهم به آن پایبند هستید، سه سطر از مطالب آیت الله سبحانی را انتخاب کردیم و بدون کم و زیاد آن را منتشر نمودیم.

3- اگر قرار باشد هر کس هر مطلبی برای ما می‌فرستد به طور کامل و بدون کم و زیاد آن را چاپ ومنتشر کنیم به قول معروف سنگ روی سنگ بند نمی شود.
اگر کسی مقاله‌ای مستدل و آموزنده برای فصلنامه‌ی نورالصادق فرستاد و درضمن آن، مقداری هم خدای ناکرده ناسزا به مجله‌ی مکتب اسلام و دست اندر کاران آن داده باشد آیا شما می‌پذیرید که نور الصادق این مقاله را منتشر کند؟ بالاخره هر کاری یک قوانین ومقرراتی دارد.

آیا شما حاضرید مقالات بسیار وزین و استدلالی و علمی نور‌الصادق را که درجواب نامه‌ی آیت الله سبحانی به مجله‌ی نور‌الصادق و اشکالات عمیق و اساسی که بر بعضی بندهای آن وارد است بدون کم و زیاد چاپ ومنتشر نمایید؟ اگر حاضرید کتباً اعلام کنید تا ما آنها را برای شما بفرستیم.

4- بر فرض هم که مقالات با مقررات فصلنامه‌ی نور‌الصادق وفق دهد و مطالب آن مطابق میل نور الصادق باشد اما اگر بنا شود مطالب بدون کم و زیاد چاپ و منتشر شود آن وقت مثنوی 70 من کاغذ شود و لازم می‌آید که فصلنامه‌ی نورالصادق در هر فصلی به صورت چندین مجلد قطور منتشر شود و این کار، نیز عاقلانه نخواهد بود.

5- بخشی از نامه مذکور گرچه خطاب به هیئت تحریریّه است اما عمومی است و حاکی از نیت پاک نویسندگان فصلنامه‌ی نور الصادق می‌باشد و چون عمومی بود، نور الصادق باید آن را منتشر می‌کردو این پیام را به گوش همه‌ی نویسندگان نورالصادق در سراسر کشور می‌رساند اما بخش دیگر که تذکرات باشد خصوصی و خطاب به هیئت تحریریه‌ی فصلنامه نور‌الصادق بود لذا مسئولین مجله‌ی مکتب اسلام باید بدانند افشای نامه‌ها و اسناد خصوصی اشخاص خلاف شرع و قانوناً جرم محسوب می‌شود.

6- بر فرض که بخش اول را هم خصوصی حساب کنید، انتشار آن، چیزی نبود که به کسی ضرری وارد کند، از نیت پاک نویسندگان این مجله تمجید شده بود، آیا انتشار آن جنایت است، پیام مهرآمیز آیت الله سبحانی را به نویسندگان این مجله دادن جرم است، به شما ضرری وارد کرده، دین خدا زیر و رو شده یا در و دکان کسی کساد شده است که می‌خواستید جبران کنید؟


 7- سیاست مجله‌ی نورالصادق این است که از میان نامه های دریافتی آنچه راکه صلاح می‌داند انتخاب می‌کند و یک یا چند جمله از آن نامه را طبق تشخیص و مصلحت خود در مجله‌ی نورالصادق منتشرمی کند. مثلاً نامه‌ای که مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی  سید‌محمد باقر شیرازی از مشهد مقدس برای مجله نورالصادق فرستادند حدود 10 صفحه مطالب استدلالی وزین و ارزنده‌ای بود که 15 سطر از آن انتخاب و پشت جلد زینت بخش فصلنامه قرار گرفت.

 

حضرت آیت الله سبحانی هم نامه‌ای حدوداً دو صفحه‌ای برای مجله‌ی نور الصادق فرستادند که طبق معمول مجله، چند سطر از آن (که مربوط به تشکر هم نبود چنانچه مجله‌ی مکتب اسلام مدعی شده است) انتخاب گردید و به احترام ایشان در مجله چاپ شد.
 چنین برنامه و روشی مورد پذیرش عرف وعقلا نیز می‌باشد کما اینکه خود آیت الله سبحانی در تألیفاتشان مواردی وجود دارد که مطالب دیگران را گزینش کرده، آن را نقل می‌فرمایند و هم چنین است دیگر بزرگان و همه‌ی نویسندگان وگویندگان و نیز خود مجله مکتب اسلام سالهاست که برهمین  روش عمل می‌کند، چرا «بائك تجر بائی لاتجر»


پس این گزینش که نور الصادق انجام داده است، یک امر طبیعی و عرفی و بر اساس سیره‌ی عقلا و متشرعه است. مضافا بر اینکه در خصوص این گزینش باید گفت که هیچگونه ضرری به کسی وارد نشده است و آیت الله سبحانی در این خصوص فقط از نیت پاک نویسندگان فصلنامه‌ی نورالصادق تمجید کرده اند نه چیز دیگر و البته همین مقدار نیز موجب ناخوشنودی پیروان مکتب انحرافی یونانیان خواهد شد که دنبال بهانه هستند.

 لذا این گزینش از نظر حکم و موضوع کاملاً مستقل و با مطالب دیگر نامه فرق دارد مثل این است که شخصی از نور الصادق سؤال کرده باشد که نظر آیت الله سبحانی درباره‌ی نیت وهدف نویسندگان نورالصادق چیست؟ نورالصادق هم در جواب، به آن سه سطر اشاره کرده باشد.


کما اینکه می‌توانستیم از میان این 8 مطلب (تذکرات هفتگانه ومطلب اول که مربوط است به نیت پاک نویسندگان) فقط تذکر دوم را منتشر کنیم وبگوئیم آیت الله سبحانی در نامه‌ای به دفتر مجله‌ی نورالصادق چنین تذکر فرموده اند.

  آیا این غلط و گناه است، آیا خلاف عرف و روش نویسندگی است؟ لذا باید گفت که نور‌الصادق نه مطلبی را تقطیع کرده نه گزینش کرده بلکه یکی از مطالب آیت الله سبحانی را به طور کامل و دست نخورده منتشر کرده است و این نه خلاف شرع است نه خلاف قانون است نه خلاف اخلاق است نه خلاف عرف است ونه خرق اجماع.


  و شما دست اندرکاران مجله مکتب اسلام از بابت اینکه پیروان قرآن و عترت و مکتب امام صادقعلیه السلام و مخالفین مکتبهای بیگانه باسه جمله آیت الله سبحانی تقویت شده اند!!

 

خیلی اضطراب به خود راه ندهید، این در مقابل سیل تشویقها وتقویتهایی که برای معارف یونانیان و مکتبهای انحرافی و اعتقادات باطل و ضد دین صورت می‌گیرد و شما در مقابل آنها سکوت اختیار کرده اید بسیار ناچیز است.

  کافی است سری به کتاب مستطاب حدیقة الشیعه، بحار و عین الحیوة علامه‌ی مجلسی، جامع الشتات میرزای‌قمی و محی‌الدین درآئینه‌ی فصوص و مقالات فصلنامه نورالصادق و... بزنید و بدانید که بدبختیهای مسلمین از کجا و از چه کسانی سرچشمه گرفته است و اکنون حوزه‌های علمیه‌ی ما و دانشگاههای ما وصدا وسیمای ما و مبلغین دینی ما و در و دیوار این مملکت چه رفتاری در برابر آنها دارند، «ظهر الفساد فی البر والبحر» مراد از فساد تنها فساد اخلاقی نیست که این در مقابل فساد اعتقادی هیچ است.

 دشمنان قسم خورده‌ی این مملکت سوراخ دعا را خوب پیدا کرده‌اند و آن، سوراخ فلسفه وعرفان است که با این سلاح تیز و بران یک انقلاب مخملی و بسیار آرامی را در این مملکت امام زمان(عج)  بوجود آورده‌اند و از این طریق دانشگاه نورانی امام صادقعلیه السلام راتعطیل و معارف حقه‌ی قرآن وعترت را به دست فراموشی سپرده‌اند و به جای آن وهابیت را و  کمونیسم را و لاابالی‌گری را و لائیک را  و صلح کلی را و وحدت وجودی را و...

از دماغ همین فلسفه و عرفان در این مملکت بیرون کشیده و رواج داده اند و از سران بی سروپای فلسفه و عرفان بتی ساخته‌اند و کوچک و بزرگ را وحوزه و دانشگاه را و با سواد وبی‌سواد را در برابر آنها به تعظیم و کرنش وتسلیم مطلق واداشته اند و شیعیان و ایتام آل محمد9 را بامطالب محی الدین و ملاصدرا فریب داده به سوی وهابیت و به سوی هر دین ومذهبی که می‌خواستند کشاندند و هنوز ما درخواب غفلت به سر می‌بریم.

 خاتم الانبیاء و کتاب آسمانی او را از ما گرفتند به جای آن ملاصدرا با حکمت متعالیه‌اش!! را که مملو از اباطیل است به خورد ما دادند.

 معارف حقه‌ی جعفری و علوم بی مانند امام باقرعلیه السلام را از این مملکت بیرون بردند و به جای آن معارف محی الدین را و معارف مولوی را به حلقوم ما ریختند و مثنوی را عین قرآن کریم جلوه دادند و درباره‌ی آن گفتند«لایمسه الاالمطهرون» از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی باقی نمانده و هر تاجی هست بر سر فلسفه و عرفان است و کار را به جایی رساندند که به قول پروفسور فلاطوری ارسطوی یونانی بت پرست را به عنوان پیغمبر که به او وحی نازل می‌شود نشان دادند و کلمات محی‌الدین و سایر عرفا را دل پذیرتر از کلمات انبیاء عظام و أئمه‌ی طاهرین جلوه دادند (کما اینکه سید جلال آشتیانی به این مطلب معتقد است) ومعارف فلاسفه را در عرض معارف وحیانی وانمود کردند (کما‌اینکه از ظاهر بند دوم نامه‌ی آیت الله سبحانی چنین استفاده می‌شود).

و ما هنوز هم از خواب غفلت بیدار نمی‌شویم، آگاه باشید که اگر نور‌الصادق ها نباشند و عنایت حضرت حق، این خواب به مرگ مبدل می‌شود و ایران به اندلسی دیگر.
 

 

نظرات  

 
+23 #1 طهرانی ۲۹ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۰۴:۴۵
لعنت خداوند بر محی الدین (:ممیت الدین) عربی و هر کس که او را لعنت نکند.

به خوانندگان توصیه می شود که بجای رجوع به بعضی خرت و پرت ها، اگر می خواهند حقیقت را بفهمند بروند خدمت حضرت ایت... وحید خراسانی یا ایت ... سیستانی یا ایت ... سید صادق شیرازی، که به مکتب اهل البیت سلام الله علیهم پایبندی دارند،
نه هر تازه به دوران رسیده ای که دم از فقه و مرجعيت می زند و هنوز نمی داند که خطر فلسفه و عرفان چقدر شدید است!!
والسلام علی من اتبع الهدی
نقل قول
 
 
-2 #2 سید ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۲
با سلام.بنده طلبه ام و چندین سال است که درس خارج می روم.ای کاش مدیر این سایت و مدیر مجله نورالصادق قدری ادب و احترام را بیشتر مراعات می کردند و این قدر عناوین توهین آمیز به علما نمی دادند.این نحوه بیان کردن مطالب به دور از انصاف است.

پاسخadmin
دوست گرامی باید آستانه تحملتان را بالا ببرید و از معصومین در برخورد با اقشار مختلف جامعه بیاموزید ضمن اینکه شلوغ کردن و داد و فریاد و تهمت زدن برای عامه مردم قدری بی رنگ شده و باید عالمانه صحبت کرد /در آخر بفرمایید ما در کجای مقاله توهین و بی ادبی کردیم قدری انصاف و دوری از تعصب ......
نقل قول
 
 
+1 #3 افسر جنگ نرم ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۱
بسیار عالی و منصفانه نقد کردید

ممنون
نقل قول
 
 
+1 #4 as ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۳
نقل قول سید:
با سلام.بنده طلبه ام و چندین سال است که درس خارج می روم...ب ......

سید جان تو در س خارج هیچ کدام از علما و نظرات آقایان را نقد نمیکنند/شاید آن موقع بلند میشوید و استاد معظم را با کتک و یا داد و بیداد جلسه را تعطیل میکنید...بابا کجاش توهین شده بود اگر به افکارت جسارتی شد و بعد از یک عمر فهمیدی اشتباه کردی و جوابی نداری ایمان به حق بیاور نه مثل ابوجهل و وهابیت به هتاکی بپردازی
نقل قول
 
 
+1 #5 a.h ۰۵ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۵۶
ممنون ازمطالب شما.الان طوری شده که حقیقت رومیگی میشه توهین.منم قبلا نمیدونستم خیلی ازمطالب رو ولی وقتی فهمیدم دیدم حرف حقه اونجابود که به حرف پیامبرصلی ا...رسیدم که فرمودقرآن وعترت
نقل قول
 
 
+1 #6 طهرانی ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۹
مقاله : نقدی بر صاحب المیزان، قسمت دوم : قول عده ای از علما در رد ادعای صاحب المیزان:
http://tehrani-mazhab.mihanblog.com/post/8
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید